الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )
92
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )
نمىدارد و دشمنشان نمىشناسد مگر آنكه جدى با شقاوت و تولدى ناشايسته داشته باشد » « 1 » . ( 1 ) 2 - « زيد بن ارقم » روايت كرده كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به على ، فاطمه ، حسن و حسين عليهم السّلام فرمود : « من در جنگ هستم با آنكه شما با او بجنگيد و صلح هستم با آنكه وى را صلح نموده باشيد » « 2 » . ( 2 ) 3 - « احمد بن حنبل » به سندش روايت كرده كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله دست حسن و حسين را گرفت و فرمود : « هر كس مرا دوست بدارد و اين دو و پدر و مادرشان را ، روز قيامت همراه من در يك درجه خواهد بود » « 3 » . ( 3 ) 4 - « جابر » روايت كرده كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله روزى در عرفات ، در حالى كه على رو به رويش بود ، فرمود : « اى على ! به من نزديك شو ، من و تو از يك درخت آفريده شدهايم ، من اصل و تو فرع آن هستى و حسن و حسين ، شاخههايش مىباشند ، پس هر كه به شاخهاى از آن آويزان شود ، خداوند او را وارد بهشت مىسازد . . . » « 4 » . ( 4 ) 5 - « ابن عباس » روايت كرده : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : « ستارگان براى مردم
--> ( 1 ) الرياض النضرة 2 / 154 . ( 2 ) ترمذى ، صحيح 5 / 699 . و ابن ماجه در سنن خود 1 / 52 روايت كرده كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : « من در صلحم با آنكه او را صلح كرده باشيد و در جنگم با هر كه با وى بجنگيد » . و مانند آن را حاكم در مستدرك خود 3 / 149 روايت كرده . و ابن اثير در اسد الغابة 5 / 523 و احمد آن را در مسندش روايت كرده 2 / 442 به سندش از ابو هريره و نيز خطيب بغدادى در تاريخش 7 / 36 . ( 3 ) احمد ، مسند 1 / 77 . ترمذى ، صحيح 5 / 641 . و در تهذيب التهذيب 10 / 430 آمده است كه نصر بن على اين حديث را بيان كرد ، پس متوكل دستور داد وى را هزار تازيانه بزنند . سپس جعفر بن عبد الواحد دربارهء وى با او سخن گفت و به او مىگفت : اين ، از اهل سنت است و همچنان با او بود تا وى را رها كرد . ( 4 ) احمد ، مسند 1 / 77 .